فیلم زیبای وارکرافت

warcraft_the_beginning

وارکرافت نام یک بازی مشهور آنلاین است، فیلم Warcraft the beginning بر اساس یکی از کتاب های این مجموعه ساخته شده است، که بسیار دیدنی و داستانی جذاب دارد…

شخصیت های فیلم:

لوثار: فرمانده قلمرو انسان ها و برادر زن شاه

مدیو: نگهبان یا جادوگر محافظ زندگی انسان ها

کدگار: پسر جوانی که در حال آموزش علم جادوگری است

گارونا: دختر جوانی که نه انسان است و نه اورک

دورتون: فرمانده یکی از قبیله های اورک ها

بلک هند: فرمانده یکی از قبیله های اورک ها

گولدن: رهبر اورک ها و صاحب فل

فل: جادوی سبز شیطانی

cover-warcraft

خلاصه داستان:

اورک ها در جهانی خارج از زمین زندگی میکنند، آنها موجودات غول پیکری هستند که دو عاج در بین دندان های خود دارند، رهبر اورک ها گولدن یک اورک پیر ولی صاحب جادوی شیطانی فل است که از جان موجودات زنده گرفته میشود تا از بین نرود. گولدن قصد دارد به زمین حمله کند و صاحب مرزها شود، او دروازه ای می سازد و انسان ها و موجودات زنده زیادی که به اسارت گرفته شدند را در اطراف این دروازه زندانی می کند سپس با گرفتن جان آنها و نیروی خود دروازه باز می شود و چند قبیله از اورک ها به زمین سفر میکنند در هنگام سفر فرزند دورتون که اورک صلح طلبی است به دنیا می آید.

3547

انسان ها متوجه دود و آتش از دور می شوند، شاه لوثار را به دنبال مدیو می فرستد تا با کمک او موضوع را پیگیری کنند، لوثار و مدیو و کدگار و گروهی از سربازان به مناطق مشکوک سر میزنند و با حمله اورک ها مواجه می شوند، مدیو متوجه می شود فل به زمین راه پیدا کرده است، اورک ها در حال نابودی سربازان انسان هستند که مدیو با جادوی خود آنها را متوقف می سازند، طی این جنگ ها گارونا دختری که در بین اورک ها زندگی می کند ولی نه انسان است و نه اورک اسیر انسان ها می شود.او زبان انسان ها را از اسیران انسان یاد گرفته است و همه ی ماجرا را برای انسان ها توضیح میدهد، شاه اورا یکی یاران خود می کند. مدیو حال طبیعی خود را از دست داده است او خودش را مقصر می داند که اجازه ورود فل به این دنیا را داده است. در این بین کدگار در جستجوی حقایق بیشتر است.

79379___Selected

اورک ها در حال ساختن دروازه برای ورود بیشتر همنوعان خود به زمین هستند، آنها اطراف محل در حال ساخت دروازه چادر زدند. دورتون فرمانده یکی از قبیله های اورک که فردی صلح طلب است با خود فکر می کند گولدن چند جان دیگر را می خواهد بگیرد تا نیروی فل ازبین نرود و این جنگ تمام شود، او به این می اندیشد روزی قبیله خود او حیات فل خواهند شد.لوثار به همراه گارونا و سربازان و کدگار به چادرهای آنها نزدیک می شوند و اوضاع را بررسی می کنند.دورتون آنها را از پشت غافلگیر می کند و به گارونا می گوید به شاه انسان ها بگوید ما باید باهم متحد بشویم و گولدن را از بین ببریم.گارونا این موضوع را نزد شاه مطرح می کند و شاه دستور ملاقات حضوری با دورتون را می دهد، در جایی پرت آنها همدیگر را ملاقات می کنند و قرار می شود دورتون مواظب انسان های اسیر باشد تا شاه حمله کند و گولدن را از بین ببرد، این ملاقات لو می رود و اورک ها به دورتون و دوستانش و انسان ها حمله می کنند، مدیو با نیروی خود حلقه محافظی برای انسان ها ایجاد می کند ولی پسر لوثار خارج از این حلقه می ماند و کشته میشود، لوثار از مدیو کینه می گیرد و با او بدرفتاری می کند، شاه مدتی لوثار را در زندان می اندازد، گارونا به دیدن لوثار در زندان می رود، لوثار به او می گوید در جنگ شرکت کند و مواظب شاه باشد، گارونا به لوثار علاقه مند شده است.

warcraft_1

اورک ها دورتون را یک خائن می دانند، گولدن همیشه یک شعار دارد که “باید به سنتمون احترام بذاریم” سنتشون اینه هرکی میبره حق با اونه، دورتون به نزدیکی چادر گولدن میاد و از اون میخواد با هم رو در رو بجنگن، آنها جنگ رو شروع می کنند ولی گولدن تقلب می کنه و با جادوی فل دورتون را می کشه و هرکسی رو هم که اعتراض می کنه از بین می بره، بقیه اورک ها ساکت می شن و ازش اطاعت می کنند. در همین حین شاه به اورک ها حمله می کنه، جنگ شروع میشه، مدیو داخل قلمرو خودش داره به فل کمک می کنه به زمین راه پیدا کنه، فل مدیو رو تسخیر کرده، فل دروازه رو باز می کنه و اورک ها شروع به عبور از دروازه می کنند، کدگار لوثار رو از زندان نجات میده و براش توضیح میده برای مدیو چه اتفاقی افتاده، آنها به قلمرو مدیو می رند ولی مدیو الان یک شیطان تسخیر شده است، لوثار با کمک کدگار مدیو رو نابود می کنند و دروازه بسته میشه، گولدن عصبانی میشه، شاه و گارونا و چند تن از سربازان در حلقه ای از اورک ها محاصره شدند. شاه از گارونا می خواد اونو بکشه و افتخار کشتنش نصیب اون بشه، اینطوری گارونا یک قهرمان نزد اورک ها می شه و گولدن به حرفش گوش می ده، شاه ازش می خواد با این کار صلح رو برقرار کنه، گارونا نمیخواد اینکارو کنه ولی وقتی میبینه یه اورک میخواد شاه و بکشه خودش اینکارو می کنه و اورک ها اونو به عنوان قهرمان نزد گولدن میبرن..

20036-warcraft-movie-another-poster-orgrim-statue-old-duncan-jones-interview

لوثار به محل جنگ میاد و شاه و پیدا میکنه، خنجر گارونا در گلوی شاهه، لوثار به این فکر می کنه که گارونا بهشون خیانت کرده، لوثار با بلک هند یکی از رهبران قوی اورک ها مبارزه می کنه و اونو شکست می ده، گولدن به اورک ها میگه که اونو بکشن ولی گارونا نمی ذاره و میگه باید به سنت هامون احترام بذاریم اون برده پس باید بره، گولدن چیزی نمیگه و لوثار با نگاهی به گارونا اونجارو ترک میکنه، برای شاه مراسم سوگواری برگزار می شه و ملکه از لوثار میخواد که انتقام شاه رو بگیره و لوثار شمشیر رو برای گرفتن انتقام برمیداره.

سربازی فرزند دورتون و دراکا رو پیدا میکنه و داستان اینجا تموم میشه…

 

انتشار مطالب بدون درج منبع کار صحیحی نیست!

دسته‌بندی‌ها: دیدنی ها

برچسب‌ها: ,,,,

قابلیت دیدگاه غیرفعال می‌باشد.